آرمان دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


من و مامانم تو حموم
 
‎من و مامان و کوهیار تو خونه بودیم که کاوه هراسون اومد گفت بعد مدرسه با بچه ها فوتبال https://theoldreader.com/profile/a3ec8eb52239ad6a578a9ba1بازی کردن و بعدش راه افتاده اومده خونه و کیفش رو یادش رفته با خودش بیاره. مامان
نشست رو … مامان شونه هامو گرفت و گفت به من نگاه کن تو چشام درست نگاه کن. من باید
برم … داشتم موهامو بالا می بستم که از تو آیینه دیدمش حوله پیچ از تو حموم اومد بیرون.
 
‎21 آگوست 2009 … این دید زدنها تا حموم واتاق خواب و… ادامه پیدا کرد تا این که مامان فهمید من همیشه دارم https://gallows2.wordpress.com/…/داستان-سکسی-سکس-غیرعلنی-من-و-مامان/سعی می کنم که سینه و کونشو دید بزنم و میرم سروقت لباسای زیرش. یه روز که داشت
تو آشپزخونه کار می کرد رفتم سر کمد لباساش. داشتم با شورت مامان ور می رفتم وبو
می کردم که یه دفعه مامانم صدام کرد. قلبم داشت مثل گنجشک می زد.
 
‎10 جولای 2010 … من محمد هستم و 21 سالمه. این داستان که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 2 ماهه https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دیازپام-خوردن-مامانم/پیش.من خیلی سکس با فامیل رو دوست داشتم .نزدیک ترین کسیم که بهش دسترسی
داشتم مامانم بود.به هر نحوی که شده دیدش میزدم.تو رخت خواب. موقعه از حموم اومدن. خلاصه
هرجا که موقعیت داشتم.هر وقتم خونه…
 
‎1 سپتامبر 2010 … تا پاشونو از در بیرون می زاشتن من میرفتم سر لباس زیرای مامان که تو حموم بود وای https://shahvani.com/dastan/مامان-مهربون–کاملهنوز بوی تنشو میداد شورت کرستشو میمالیدم به کیرم و با هاشون حال میکردم این کار
همیشگی من بود تا اینکه یه شب وقتی لخت رو تختم بودم شورت مامانم روی صورتم بوش
میکردم و باهاش جق میزدم وقتی آبم امد خیلی احساس خستگی کردم …
 
‎1 آوريل 2011 … مامانم همیشه جلوی لباساش به اون چنان پوشیده نبود و وقتی از حموم میومد باسه لباس https://shahvani.com/dastan/اپیلیدی-برای-مامانپوشیدن همیشه در حال دید من بود . منم یه حالتی می شدم که دست خودم هم نبود . بالاخره تو
این چند وقت که موضوع ها حی باسم تکرار می شد . یه روز مامان ازم خواست باسش یه
اپیلیدی بگیرم . اپلیدی که میدونید باسه موبر زناس . رفتم یه اپیلیدی …
 
‎1 مارس 2011 … اینطوری بود که من همیشه مامانو تو خونه میتونستم لخت یا با لباسهای سکسی دید بزنم https://shahvani.com/dastan/سریال-من-و-مامانم-و اوایل چون سنم کم بود زیاد نمیفهمیدم.بارها یادمه تا 10-11 سالگی که با مامانم حموم
میرفتم مامان کاملا لخت میشد و خودشو پیش من میشست. بد اونم که بزرگتر شدم تا 12-
13 سالگی با مامان حموم میرفتم ولی مامان دیگه شورتشو در نمیاورد من هم …
 
‎14 نوامبر … داستان شیما و نیما داستان شیما توی حموم داستان منو مامانم تو حموم شیما یکی از www.farspatogh.ir/threads/74903/دوستامونه که خیلی دختر باحالیه و بشدت هم شیطون، ولی خدایی هر وقت میاد پیش منو
نسیم اینقدی میخندیم که حتی من از خستگی نا نداشته باشم هم باز سر حال میام. آخرین
باری که دیدیمش رفته بودیم یه کافه طرف نیاوران و همه هم نشسته بودن خیلی …
 
‎16 ژانويه … خلاصه اون دو ساعت هم عمر مفید ما تو حموم گذشت و من خوابم برد که به گفته ی مامانم ، www.cloob.com/c/amir_sardaar/95116435بابا و مامانم اومدن تو اتاق و منو نیافتن ، وقتی مامانم در حموم رو باز کرد جیغ کشید و من
پریدم! مثل این فیلما شده بود ، وقتی در سلول رو باز میکنن و نور چشم زندونی رو میزنه
! همونجوری شده بود! زیر لب مثل زخمی ها گفتم “ما…ما..ن”! چی شنیدم؟
 
‎لز با سحر جونم. سلام دوستان.ممنون كه داستان منو میخونین.میخوام داستان لز خودمو با moeinrun.mihanblog.com/extrapage/dastanebadدختر خالم بگم.اسم من هانیه اس.من از بچگی با دختر خالم كه اسمش سحره بزرگ شدم.البته
اون 3سال ازم بزرگ تره. … من كم كم خودمو تو حموم بیشتر بش میمالیدم.اونم فكرشو
نمیكرد كه من … چه فیلمایی تو گوشیت هس.اون روز بابا مامانم سر كار بودن و كسی خونه
نبود.
 

شاید با این ماجرا تفریح می‌کردم ولی حالا واقعه به خشک‌ترین https://theoldreader.
باهاش نداشتم. … من و مامان و کوهیار تو خونه بودیم که کاوه هراسون اومد گفت بعد مدرسه com/profile/a3ec8eb52239ad6a578a9ba1شکل ممکن سررسیده بود و منم حال شوخی با …
 







NS