آرمان دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان sex زمستون
 
‎25 ژوئن 2011 … باري زمستان پارسال بود خونه مادرزنم مطالعه ميكردم. سحرو مامانش لیلا براي خريد https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/چطور-شوهر-مادرزنم-شدم/بيرون رفته بودند از رفتنشان چيزي نگذشته بود كه متوجه شدم يكي بشدت دراميكوبد
هراسان دويدم در را بازكردم ديدم سحرومادرش پشت درهستند وحشت ازسر و رويشان ميباريد
. سحرجلومادرش پريدتوبغلم سرشو گذاشت روشونه ام اشكاش جاري شد.
 
‎14 جولای 2010 … داستان سکس با مستانه (خواهرزن). luglio 14, 2010 di iransms. یه روز سرد زمستانی https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-با-مستانه-خواهرزن/بود.میدونید كه هوای تهران تو این فصل روزهاتقریبانیمه سرد اما عصرهاوشب استخون
سوزه ومعمولا بساط پتو ولحاف توی این فصل رونق زیادی داره واتفاقات زیادی هم زیرا
اون رخ میده .من هم تو خونه نشسته بودم وداشتم یه فیلم نیمه سكس نگاه …
 
‎14 جولای 2010 … داستان سکس آرمین با رویا. luglio 14, 2010 di iransms. من آرمین ۲۰ ساله از رشت. این https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-آرمین-با-رویا/داستانی که براتون تعریف می کنم مربوط به زمستون سال قبل میشه درست 2 سال قبل
بود که من تو اوج درس بودم برای قبولی در کنکور تازه وارد رشت شده بودیم من یک روز
وارد شرکت خواهرم میشم و چون کارهای من برای مدیر عامل خواهرم جالب …
 
‎حمید و مامانش خاطره ای را که مخوام بگم از 2 سال پیش شروع میشه وقتی 20 ساله بودم https://www.looti.net/12_1255_60.htmlپدرم که 68 سال داشت مرد از اون زمان من با مامانم با هم ندگی میکردیم در یک خانه کوچک 1
اتاقه مامانم تازه از دست کتکهای بابام راحت شده بود مادر من 31 س.
 
‎این داستان بر میگرده به چند ماه پیش زمستون سال 93 که هنوز ماشین داشتم یه دوست https://dastansexy.tumblr.com/post/…/کردن-عشقم-تو-ماشیندختر داشتم بچه ی مینی سیتی بود 3-4سالی با هم رفیق بودیم من اولین دوست پسرش
بودم و فقط فقط 2بار سکس داشتیم.مشخصات عاطفه دختر تو پر و سفیدی بود قدش
165 بود بدنش خدایش خوب بود. از زمانی که دانشگاه قبول شده بود تو شهر دیگه خیلی
ازاد …
 
‎الهام جون مغازه ام رو تازه جابجا کرده بودم و داشتم نمای مغازه رو درست میکردم . پشتم به https://dastansexy.tumblr.com/post/133192674518/الهام-جوندر بود که با صدای ظریف یه خانم که میگفت ببخشید کارت شارژ ایرانسل دارید
برگشتم ببینم صاحب این صدای قشنگ کیه: صورت…
 
‎2 آوريل 2008 … بچه ها که خبر نداشتند جائی که میاییم استخر هست ، چون زمستون بود با خودشون مایو https://dastans3x.wordpress.com/2008/04/…/مهسا-و-مونا-–-قسمت-هفتم/نیاورده بودند . بچه ها که خبر نداشتند جائی که میاییم استخر هست ، چون زمستون بود
با خودشون مایو نیاورده بودند . همه تو پذیرائی نشسته بودیم و داشتیم تو کانالهای
ماهواره گشت میزدیم ، همکارم که هنوز بچه نداشت هیچکدوم از کانالها رو قفل …
 
‎9 مارس 2008 … حالا لباس زمستونی از کجا بیارم؟. سوار ماشینم شدم راه افتادم سمت شهر گفتم حتما یه https://dastans3x.wordpress.com/2008/03/09/تصادفی-قسمت-اول/مغازه پیدا میشه کتی پلیوری چیزی بخریم تن بزنیم. رسیدم جلو یه فروشگاه لباس
رفتم تو یه کاپشن نازک چسبون و یقه دار بود تن زدم یقه هاشو بالا کشیدم تو آینه یه
نیش خند زدم گفتم خوبه اریک کانتونا (بازیکن قدیمی و معروف …
 
‎داستان سکس با مرجان قسمت اول آوریل 29, 2008. Posted by saman in داستان سکسی. https://hotweblog.wordpress.com/…/داستان-سکس-با-مرجان-قسمت-اول/… صدای استارت ماشینم تو اون صبح سرد زمستون سکوت کوچه شلوغ ما رو شکست.هوا
ابری بود واسه همین هنوز … یه لحظه شیطون رفت تو جلدم گفت یه تیری بندازم ،مدت
زیادی بود سکس نداشتم واسه همین یکمی احساس نیاز می کردم.ماشین و روشن کردم و
رفتم …
 

سکس من وسعید و دوستاش | nimaxxx
‎17 دسامبر 2011 … با سلام به همه ببخشید که دیر شد سرم شلوغ بود سارا هستم بعد از ماجرایی که با سعید https://nimaxxx.wordpress.com/2011/…/سکس-من-وسعید-و-دوستاش/داشتم و براتون نوشتم. می خوام خاطره دیگه ای از خودمو براتون بنویسم.بعد از سکسی
 







NS