به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سکسيه با خاله ميترا
 
‎22 ا کتبر … ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﺁﺭﯾﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻗﺒﻼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﮑﺲ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺧﺎﻟﻪ ﻣﯿﺘﺮﺍ ﺍﻭﻧﻢ ﺟﻠﻮ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ https://shahvani.com/dastan/من-و-مامان-و-خاله-میترا-در-کیشﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﮑﺴﻢ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻧﻤﻢ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ . ﺑﻌﺪ
ﺍﺯﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﮑﺲ ﻣﻦ ﻭ ﺧﺎﻟﻪ ﻣﯿﺘﺮﺍ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺟﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺍﯾﯽ ﺑﮑﻨﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻟﺮﺯ . ﺁﺧﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ
ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺁﺑﺮﻭﺭﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻪ. ﺷﺎﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺣﺴﻮﺩﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﻭﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ …
 
‎24 مارس … من امیر ٢١ساله قد ١٧١وزن ۵٨کیلو خالم میترا سن ٢٩ قد١۶۵تقریبا وزن ۵۰تقریبا shahvatnak.com/سکس-با-خاله/سکس-با-خاله-میترا/داستان برمیگرده به سال پیش… ***. عید بود و خالم اومد خونمون من و خانواده اون سال جایی
نرفتیم البته داداش بزرگم با دوستانش رفت شمال خلاصه خالم اومد خونمون و یکی دو روز
اول گذشت من هم زیاد تو کف خالم نبودم چون خونمون دوتا اتاق خواب داشت …
 
‎20 آگوست 2010 … اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/20/من-و-خاله-فریبا/اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند
داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با
این داستان این مجموعه…
 
‎باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم …
بكن توي كسم منم كردم توي كسش ابمو ريختم توي كسش بعدش كه سكسمون تموم شد
دوباره كه ميشد سه ماه بعديه سكس ديگه كرديم تا اينكه يك ماه بعدش فهميدم خاله حامله شده

 
‎14 جولای 2010 … گفتم برو تو سایت این سایت خوراکه دیگه نمی تونستم طاقت بیارم حشری شده بودم https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-مهدی-و-میترا/به میترا گفتم میترا با سکس چطوری گفت میمرم برای سکس بهش گفتم مهدی … با
لبام داشتم پستونای قشنگشو مخوردم دیگه طاقت نداشتم دستم انداختم شلوار میترارو
یواش پاین کشیدم وای مثل اینکه شیطون میدونست داستان چیه شورت …
 
‎10 جولای 2010 … من عاشق سکس خانوادگی بخصوص سکس با مامی هستم ولی امروز می خوام از اولین سکس https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1/خودم بگم واستون. تقریبا یه چند روزی میشه که با سایت شهوانی آشنا … بفرما زدم امد
تو وقتی امد تو هال و دید مامانم نیست ازم پرسید کسی خونتون نیست مگه گفتم نه
همشون تازه رفتن خونه خاله .به عمد گفتم تازه رفتن که زود پانشه بره.
 
‎10 جولای 2010 … تابستون بود و ما رفته بودیم شهرستان که یه سری به خانواده مادرم زده باشیم. اونجا من https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-7/دوتا خاله و یه مادربزرگ دارم. یکی از خاله هام دوتا دختر کوچولو و اون یکی خالم یه دختره
کوچیک و یه پسر داره که یه سال از من کوچیکتره. من وقتی میرم اونجا میرم خونه اون خالم
که پسر داره و دخترخالم هم میره خونه اون خالم که با خواهرم و اون یکی …
 
‎داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود https://groups.google.com/d/topic/…/azBsHTsYESkبراي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم … بيا تو آب بكش.منم سري شلوارم رو
در آوردم با شلوارك رفتم تو حموم نشستم كنارش به آب كشيدن لباسها.خاله يه تاپه
مشكيه چسبون تنش بود(تاپ رو من روز تولدش براش خريدم)و يه دامن مشكي،موهاشم
چونخيلي
 
‎سلام من آریا هستم و 20 سالمه. تنها بچه خانواده هستم. یه مامان خوشگلم دارم که 41 سالشه و 4jok.blogspot.com/2010/03/blog-post_9198.htmlیه خاله که3 سال از مامانم کوچیکتره. اسمش میتراس وبچه دارهم نمی شه. خاله میترا همه
کاراشو با مامانم انجام میداد از خرید گرفته تا …. خاله میترا و مامانم خیلی با هم راحتن.
مثلا بعضی وقتا می شنیدم که از سکس به هم صحبت میکنن که دیشب چه جوری سکس
کردن …
 

داستان كوتاه – داستان كوتاه: خاله (showing 1-5 of 5) – Goodreads
‎30 نوامبر 2008 … از همه بدتر پسرِ خاله بود كه وقتي خونه بود گلرخِ بيچاره اسير مي‌شد و نمي‌تونست https://www.goodreads.com/topic/show/79729پاشو از اتاق بيرون بذاره. ياد اون شب افتادم كه مهمون داشتيم و حسابي مشغول بوديم كه
 







NS